تعریف و مفهوم اجرت المثل ایام زناشویی و نحله

تعریف و مفهوم اجرت المثل ایام زناشویی و نحله

نحله و اجرت المثل ایام زناشویی دو تأسیس حقوقی است که قانون اصلاح مقررات طلاق برای اولین بار در حقوق ایران ابداع نموده و در جهت حفظ حقوق زوجه در هنگام طلاق و با شرایطی خاص ، زوج را مکلف به تأدیه آن در حق زوجه نموده است . در این بخش ابتدا به تعریف مفهوم و مبنای اصطلاحات فوق و سپس شرایط الزام زوج به پرداخت آن و چگونگی تعیین میزان آن پرداخته و در انتها رویه قضایی محاکم را در بر خورد با این دو تأسیس بررسی خواهیم کرد .
تعریف اجرت به معنای دستمزد ، کرایه ، مزد کار و اجرت المثل در لغت به معنای اجاره بها است . در تعریف و مفهوم حقوقی آن باید گفت : اگر کسی از مال دیگری منتفع گردد و عین مال باقی باشد و برای مدتی که منتفع شده بین طرفین ، مال الاجاره ای معین نشده باشد آنچه که بابت اجرت منافع استیفاء شده باید به صاحب مال مزبور بدهد ، اجرت المثل نامیده می شود . خواه استیفاء مزبور را اذن مالک باشد خواه بدون اذن او تعریف فوق از اجرت المثل تنها به انتفاع از مال دیگری اشاره نموده در حالی که چه بسا فردی ازکار فیزیکی فکر دیگری منتفع گردد و آنچه موضوع بحث ماست بهره مندی زوج از نیروی کار زوجه در ایام زناشویی است . لذا نظر به این که کار نیز نوعی مال است خدمات و کار انسان نیز دارای ارزش مالی و قابل مبادله با پول بوده و استیفاء از کار دیگری نیز مستحق اجرت المثل می باشد . تعریف دیگری که از اجرت المثل می توان نمود این است که : اجرت المثل در برابر اجرت المسمی است که به مزدی که معمولاً مردم در برابر انجام دادن کاری به عامل می پردازند و از آن نام برده نشده و معین نگردیده باشد ، گفته می شود .
نحله به کسر نون از یک سو معنی مذهب و دیانت و از سوی دیگر به معنای دادن مهریه زن بدون عوض و طلب می باشد . نحل به ضم نون به معنای مهریة زن و عطیه که از مال به کسی دهند یا خاص کنند برای کسی . نحله را مرادف عطیه و هبه نیز آورده و در تعریف آن گفته شده بخشش و عطای مجانی و رایگان است . قرآن کریم در آیه ۴ سوره مبارکه نساء لفظ نحله را در کنار صدقات به کار برده و در مجموع از آن به پرداخت مهر زنان با طیب خاطر و رضایت تغیر گردیده است . مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر نحله چنین فرموده اند : نحله به معنای عطیه ای است مجانی که در مقابل ثمن قرار نگرفته است .

ادامه نوشته

حقوق تجارت

تجارت مجمــوعه قواعدی است که بر روابط بازرگانان و اعمال تجــارتی حکومت می کند . برخلاف حقوق مدنی که بر روابط همه ی افراد جــامعه سلطه دارد . حقوق تجارت وضعیت ویژه ای برای تجــار و اعمال تجارتی پیش بینی میکند که اگر در خود قانون تجارت مشکلات رفع نشد به حقوق مــدنی مراجعه میشود

     انسان از اعصار قدیم و مراحل اولیه ، احتیاج به معاملات و کسب داشته ، زیرا یک فرد به تنهایی قادر به تهیه مایحتاج خود نیست و هر کس قسمتی از آن را تهیه می کند.از زمانهای خیلی قدیم و اعصار ماقبل تاریخ که بشر این احتیاج را حس کرده معاملات بوسیله مبادله انجام می شده . مثلا کسی که زراعت می نموده محصول خود را با متاع کسی که پارچه بافی می کرده مبادله می نموده است.کم کم در اثر ترقی و رشد فکری بشر ، این احتیاج شدت پیدا کرده و پول را واسطه و وسیله معاملات قرار داده اند و تا حال هم این رسم باقی است. بنابر این تجارت امر جدیدی نیست و از زمان قدیم لازمه حیات بشر و جزء لاینفک زندگی انسان بوده است.

در تقسیمات حقوق، حقوق تجارت را جزء حقوق داخلی خصوصی قرار داده اند.زیرا حقوق که معنی آن جمیع اختیارات یک شخص اعم از حقیقی یا حقوقی است به دو قسمت تقسیم می شود: حقوق خارجی، حقوق داخلی.

حقوق خارجی آن دسته از حقوقی است که روابط بین دولتها را با یکدیگر معین می کند. حقوق داخلی نوعی از قواعدی است که مناسبات دولت را با افراد و یا تکلیف افراد را در برابر یکدیگر تعیین می نماید و به دو دسته تقسیم می شود: حقوق عمومی و حقوق خصوصی.

ادامه نوشته

تخليه فوري

گاهي اوقات است كه شما ملكي داريد كه حالا به هر دليلي اجاره داديد و  از همه جا بي خبر گرفتار مستاجري شديد كه با ارائه چهر ه اي موجه و حق به جانب حاضر به تخليه ملك شما نمي باشد و راهكارهاي شما هم براي متقاعد كردن ايشان فايده اي نداشته و ناگزير از پيمودن راه پر پيچ وخم حقوقي ميشويد براي اينكه مجبور به بالا پايين رفتن ازپله هاي دادگستري نباشيد  به مطالب زير توجه كنيد:

  قرار داد اجاره غیر رسمی ( یعنی در دفتر خانه اسناد رسمی تنظیم نشده باشد) حال این قرار داد توسط موجر و مستاجر روی یک برگ کاغذ تنظیم شده باشد یا توسط دفاتر آژانس املاک ( بنگاه های املاک) تنظیم شده باشد، در این صورت فرقی نمی کند، اما حتماً باید در انتها ی آن  علاوه بر موجر و مستاجر دو نفر شاهد هم آن را امضا کرده باشد.

1-مدت اجاره منقضی شده باشد.

2- یا مستاجر از پرداخت بیش از سه ماه امتناع ورزد.

3-یا در صورت شرط عدم انتقال به غیر اجاره داد باشد.

4- یا محل مورد اجاره را مورد استفاده ( غیر مشروع) قرارداده باشند

 در این صورت موجر می تواند در عریضه  خود ( دادخواست به شورای حل اختلاف) محل وقوع ملک مراجعه کند و خواسته ی خود را دستور تخلیه بنویسید   نه حکم تخلیه و پس از بررسی ، این مرجع قضایی دستور  تخلیه ملک صادر می شود. شایان ذکر است اگر تقاضای حکم کند، حکم تخلیه  صادر می شود که با صدور این حکم با مهلت 20 روز حق تجدید نظر خواهی اعتراض ایجاد می شود.و پس از طی مدت طولانی تجدید نظر دردادگاه حقوقی عمومی ، چنانچه حکم به نفع مالک تائید وابرام شود.پس از آن مالک باید تقاضا ی صدور اجراییه کند. و در اجراییه ی باز مهلت 10 روز اعتراض باید طی شود.چنانچه اعتراض به اجراییه نشود و یا اعتراض شد اما ااعتراض او پذیرفته نشود، در این صورت تخلیه ملک انجام می پذیرد.بنا براین با قدری تأمل میان خواسته دستور تخلیه و حکم  تخلیه  در انجام تخلیه و فوریت آن خواهید دید که چقدر تفاوت وجود دارد.

آشنايي با شغل وكالت

وكالت در لغت به معنای واگذار كردن،  اعتماد و تكيه كردن به ديگری است. و در اصطلاح فقهی عقدی است كه به موجب آن كسی ديگری را برای انجام كاری جانشين خود قرار می ‌دهد. معنای لغوی وکالت اعمّ است. زيرا در معناي لغوی واگذاركردن هر كاری به ديگری است. ولی معنایاصطلاحی اخصّ است. زيرا هر كاری را نمی‌توان به ديگری واگذار كرد. مثلاً انسان زنده نمی‌تواند نماز واجبش را به ديگری واگذار كند تا او بخواند بنابراين بين معنای لغوی و اصطلاحی وكالت، عموم و خصوص من وجه است.

رسته(گروه) شغلی:

اداری – اجتماعــی

شرح وظایف ومسئولیت های اصلی شغل :

کمک به افراد برای رسیدن به حقوق خود،کمک به قاضی دادگاه برای صدور رای عادلانه و ارائه مشاوره های حقوقی به منظور آشنا کردن افراد با قوانین در زمینه موضوع مورد اختلاف

اهمیت وضرورت شغل :

به علت کثرت قوانین و نا آشنا بودن مردم برای رسیدن به حق خود

مدارک تحصیلی لازم برای احراز شغل :

مدرک کارشناسی یا بالاتر در رشته حقوق و داشتن پرونده وکالت

مهارت ها،تجارب ودوره های آموزشی ویژه برای احراز شغل :

گذراندن دوره های تحصیلات دانشگاهی و کار آموزی در کانون وکلای دادگستری در   4بخش(کیفری،حقوقی،خانوادگی،جسمی)

شرایط محیط کار :

فضای سرپوشیده مانند محاکم دادگستری ودفترکار

وسایل وابزار لازم برای انجام شغل :

یک وکیل برای موفقیت درکارخود تنها به آگاهی هرچه بیشتر ازقوانین ومقررات حقوقی وجزایی نیازدارد در کل باید گفت که نحوه استدلال وفن بیان، ابزار کار یک وکیل است.

خصوصیات جسمانی وتواناییهای بدنی لازم برای انجام شغل :

سلامت و قدرت بدنی،مقاوم در برابر خستگی،توانایی کلامی

معلولیت های بی اثردرانجام شغـل :

شاید معلولیت دست یا پا کم ترین تاثیر رادرشغل وکالت دارد ولی درهرصورت به دلیل شرایط سخت وکالت کم ترین معلولیت می تواند بیشترین بازدهی رادرکاریک وکیل داشته باشد.

 خصوصیات روانی وتوانمندیهای ذهنی لازم برای انجام شغل :

جسارت، قدرت استدلال، خلاقیت ذهنی و فن بیان خوب لازمه موفقیت در این رشته است.

رغبتهای مورد نیاز برای شغل :

یک وکیل باید شیفته و عاشق این رشته باشد یعنی اگر هدفش این است که به وسیله این شغل تنها امرار معاش کند مطمئنا وکیل موفقی نخواهد شد.
ممکن است که به دست‌آوردن لیسانس حقوق کار دشواری نباشد اما وکیل خوب شدن بسیار مشکل است. چرا که علم حقوق امروزه با جامعه‌شناسی، روانشناسی و علوم فلسفه‌ آمیخته شده است و یک وکیل باید از این علوم اطلاعات کافی داشته باشد

ویژگیهای شخصی (عاطفی،اجتماعی ورفتاری) لازم برای انجام شغل :

یک وکیل  برای  آنکه بتواند عکس العمل های روحی  طرف را  بشناسد و ازتاثیر پذیری وحساسیت او استفاده کند باید ذوق روان شناسی را داشته باشد.

یک وکیل خوب بودن  وجود شرایط اخلاقی خاص است ، کسی که دفاع خود یا دیگری را

به عنوان وکیل به عهده می گیرد باید دارای روحیه و سرشتی مبارزه خواه و مقاوم باشد و بی جهت درمقابل حملات حریف از کوره  درنرود و نیزعکس العملهای نامناسب انجام ندهد، یعنی علاوه برجسارت وشجاعت و شهامت خاصی که باید داشته باشد  باید در مقابل هر گونه تهدیدها و تحریکها دارای شهامت اخلاقی بوده وبدون هیچ گونه تزلزل و تشویشی از خود یا موکل خود دفاع کند و درعین حال استقلال و آزادی خود را حفظ و از هیچ چیزی نهراسد.

پس به طور کلی  یک وکیل خوب  باید در مقابل جو سازی ها  ایستادگی  نماید  و خود را  تسلیم  احساسات اطرافیان  و محیط نکند

محل های اشتغال واستخدام :

دادگستری،بخش حقوقی شرکت ها و سازمان ها،کانون وکلای دادگستری و دفترشخصی وکالت خود(خوداشتغالی)

جنبه های مالی وحقوقی :

پرداخت حقوق و مزایا تابع قانون استخدام کشوری است و فرد از حق عیال و اولاد و بیمه و بازنشستگی برخوردار است و در خود اشتغالی (دفترشخصی وکالت)هم میزان درآمد طبق تعرفه های کانون وکلای دادگستری که هر سال تعیین می شود و تعداد پرونده ها ی ارجاعی است.

شرایط ارتقاء :

ادامه تحصیل تا مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری و کسب تجربه

نحوه استخدام ورود به شغل :

از طریق آزمون های استخدامی،مصاحبه تخصصی،گزینش اطلاعیه کانون وکلا در جراید

ارتباطهای شغلی :

بااقشارمختلف مردم – قضات دادگستری – وکلای دیگروبسته به نوع پرونده ممکن است باادارات ونهادهای مختلف دیگر هم درارتباط باشد ونوع ارتباط یک وکیل دامنه محدودی ندارد.

مطلوبیت ها ومحدودیت های شغل :

مطلوبیت:کمک به افراد برای رسیدن به حق خود
محدودیت ها:متعهد و مسئول بودن در قبال افراد و سختی کار،صرف اوقات فراغت برای مطالعه برای رسیدگی به پرونده ها

اتحادیه ، انجمن ، تشکیلات حرفه ای وابسته به شغل :

قوه قضائیه - کانون وکلای دادگستری

آینده شغل :

رشته حقوق از جمله رشته هایی است که یک لیسانس حقوق می تواند کار اجتماعی مشخصی که تخصص است، انجام دهدودرآمد بسیار خوبی هم داشته باشد

مراحل وجریان یک روز عادی برای شغل :

رسیدگی به پرونده ها در دادگستری ياحضور در جلسه های دادگاه،انجام امور اداری پرونده های محوله،مطالعه،بررسی و پیگیری آنها،حضور در دفتر کار شخصی ارائه مشاوره های حقوقی به موکلان و مراجعه کنندگان

محل وراههای کسب اطلاعات بیشتر درباره شغل :

استفاده از مجلات ونشریات مربوطه -مراجعه به سایتهای حقوقی وسایت کانون وکلای دادگستری – مراجعه به وکلای شهر- دادگاهها

توصیه وپیشنهادلازم برای داوطلبان ورود به این شغل :

اول از همه شناخت توانایی و استعداد لازم برای ورود به این شغل و دوم داشتن علاقه ی زیاد ، حمایت از حقوق مردم و برخورداری از تقوای الهی برای تحمل سختی های کار،استرس ها وفشار های ناشی از آن

سكونت زوجين واشتغال آنان

سكونت زوجين واشتغال آنان

يكي از مسايلي كه مخصوصا در اوايل ازدواج پرسيده مي شود حق انتخاب مسكن و يا اشتغال زوجين است در ابتدا بايد عنوان نمود كه تهیه مسکن مستقل برای زن یکی از وظایف شوهر در زندگی مشترک است و زن می تواند از زندگی مشترک با دیگران در یک مسکن خودداری کند.در انتخاب مسکن زن می تواند در ضمن عقد نکاح اختیار انتخاب مسکن را شرط کند و در صورت قبول شوهر، زن حق انتخاب مسکن و اینکه در کدام شهر با ... زندگی کند را خواهد داشت.شوهری که از تهیه مسکن برای همسر خود کوتاهی می کند زن می تواند الزام به تهیه مسکن را از دادگاه تقاضا کند.معمولا زوج های جوان در اوایل زندگی در مورد مسکن و زندگی با خانواده زوج یا زوجه و نیز نوع شغل یکدیگر دچار مشکلاتی می شوند که چنانچه به حق و حقوق یکدیگر آشنا شوند و شروط خود را در عقدنامه بگنجانند از بروز اختلافات بعدی جلوگیری شده و به تحکیم روابط خانوادگی منجر خواهد شد در صورتي كه زن حق انتخاب مسكن را نداشته باشد باید در منزلی که شوهر تهیه کرده سکونت کند و در صورت امتناع حق دریافت نفقه از شوهر خود را ندارد و به اصطلاح قانون ناشزه محسوب می شود در غالب مواردي كه زنان حق انتخاب مسكن را ضمن عقدنامه بدست آورده اند شوهر را مجبور به زندگي با پدرومادرشان كرده اند يا از شوهرش مي خواهد كه با وي خارج از كشور زندگي كند در اين مورد این اختیار بدان مفهوم نیست که زن بتواند زوج را مجبور به زندگی با خانواده خود یا اقامت در خارج از کشور کند هرچند که مسکن پدر و مادر یا محل مسکونی در خارج از کشور متناسب با وضعیت زن باشد زیرا هیچ کس نمی تواند استفاده از حق خود را وسیله ضرر دیگری قرار دهد البته در موارد بسياري بالعكس اين مورد نيز مشاهده شده و مرد زن را به زندگي با پدرومادرش مجبور نموده (درحالي كه زن اختيار تعيين مسكن ندارد) در اين مورد نيز بايد گفت  گرچه طبق شرع و قانون زن باید در محلی که شوهر تعیین می کند سکنی گزیند ولی مسکن باید به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و زن می تواند تقاضای مسکن مستقل را کند. بنابراین زوجه با اثبات عدم تناسب مسکن با وضعیتش می تواند از تمکین خودداری کند حتی اگر مدتی هم در آن منزل سکونت کرده باشد در پايان خاطرنشان مي سازد كه  اختیار تعیین منزل باید ضمن عقد ازدواج به زن داده شود درعین حال شوهر می تواند اختیار تعیین منزل را ضمن وقوع عقد ازدواج یا بعد از وقوع آن به همسرش بدهد.

ادامه نوشته

« اختلاس »

« اختلاس »  اختلاس ، دومین رتبه از لحاظ تعدد پرونده های متشکله را داراست ، فلذا اهمیت پیشگیری و اتخاذ رویه ای بمنظور اجتناب از وقوع چنین عملی ضروری و اهمیت لزوم ثبت و ضبط دقیق تحـویل و تــحول وجوه و اموال و بررسی های دقیق و کارشناسانه مداوم مـراحل چهارگانه پسـتی و 000 را به اثبات می رساند . علی ایحال در خصوص اختلاس با عنایت به مشابهت آن با موضوع خیانت در امانت احراز موارد ذیل ضروری و الزامی است :  - احراز وجود سه عنصر تشکیل دهنده جرم - برآورد دقیق وجوه مورد اختلاس - وجـوه و امـوال تحـویلی بسبب سمت و حرفه به افراد تحویل شده باشد - استناد به ماده 17 قانون تشکیل شرکت پست مصوب 1366 و ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء ، اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال 1367   « اختلاس »  ·         الف : مستندات موجود در قوانین : 1 - مشمول ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب 28/6/64 مجلس و تأیید 15/9/67 مجمع تشخیص مصلحت نظام و همچنین مــاده 94 قــانون مجــازات جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مصوب 18/5/71 می باشد .2 – عدم اعلام وقوع جرم اختلاس از طرف رؤسا یا مدیران یا مسئولین سازمانها مذکور در ماده 598 ق . م . ا موضوع ماده 606 ق . م . ا3 – ماده 17 قانون تشکیل شرکت پست مصوب 1366 مجلس شورای اسلامی  ·         ب : آراء وحدت رویه :  1 - رد مــال مــورد اخــتــلاس مانــع از مجازات قانونی نــیســت ( رأی شـــماره 1797 – 28/4/1338 )2 – جرم اختلاس از جرائم عمومی و رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاههای عمومی دادگستری است ( رأی شماره 571 – 1/11/70 ) 3 – رد وجه یا مال مورد اختلاس به هر میزانی باشد جزای نقدی محسوب نبوده و در امر صلاحیت تأثیری ندارد ( رأی شماره 509 – 4/3/67 )    ریاست محترم دادسرای عمومی / دادگاه عمومی با اختیـار حــاصله از صـــورتجلسه تفویض اختیـــار بـــه شماره …………….. مورخ …………. درخصوص صلاحــیت ایــن اداره کل به نشانی ................................................................... در مقام اعلام جرم و دفاع از حقوق شرکت پست ج . ا . ا به استحضار میرساند : حسب گزارش شماره 000000000000 مورخ 0000000 تعداد 00000 فقره مرسوله سفارشی خارجه در واحد تجزیه و ثبت مرسولات سفارشی وارده واقع در خیابان 00000000000000000 مفقود گردیده است . برابر بررسیهای اولیه مرسولات مذکور بعد ازکــنترل ممیـــزی 000000000 در کیســه های مخصــوص نــواحی قــرار گرفته و به آقای / خانم .......... تحویل گردیــد که متعاقب آن وفق گزارش اعلامی افراد مذکور ( تصویر گزارش پیوست می باشد ) مشــخص گردیــد که از هریک از کیسه ها چندین بسته سفارشی خارجه کسر می باشد . با وصف مراتب و با توجه به اظهارات کارکنان درخصوص اعلام کسری که به نظر با انگیزه 000000000000 وجهه عمومی شبکه پستی صورت گرفته و به لحاظ اهمیت موضوع ، از محضر محترم دادگاه صدور دستور رسیدگی و النهایه تعقیب و شناسایی و مجازات مجرم یا مجرمین مورد استدعاست . ضمناً بدینوسیله آقای/ خانم 0000000000 با سمت نمایندگی قضایی جهت حضور در جلسه و ادای توضیحات معرفی می گردد .امضاء مقا م ذیصلاح 

ايرادات ماده 156 قانون آيين دادرسي مدني

1ايرادات ماده 156 قانون آيين دادرسي مدني): در اين ماده عنوان شده است که « قبل از دعوي يا ضمن دعوي » . اين قيدي که در ماده بکار برده شده است مفهوم مخالف ندارد يعني ممکن است ارسال اظهارنامه بعد از اقامه دعوي هم صورت گيرد ، اما بايد توجه داشت اگر ارسال اظهارنامه جزء شرايط اقامه دعوي باشد يعني لازم باشد که قبل از تقديم دادخواست ارسال شود ، ارسال اظهارنامه بايد مقدم بر دعوي باشد والا ارسال اظهارنامه بعد از اقامه دعوي دعوي موجب استماع دعوي نميشود براي مثال : ( خرداد : دعواي تخليه  -  مرداد : ارسال اظهارنامه ) نتيجه : قرار عدم استماع دعوا  : چون در زمانيکه دعوي مطرح شده بود قابليت  رسيدگي نداشت و ارسال بعدي اظهارنامه في نفسه غيرقانوني است و موجب قانوني شدن دعوي مقدم  هم نميشود ؛ اين دعوي با قرار عدم استماع دعوا مواجه شده و اين شخص به استناد اين اظهارنامه  ميتواند مجددا دعواي تخليه مطرح کند

 

 

2) از ماده 156 چنين استنباط ميشود که بعد از تقديم دادخواست اظهارنامه ، شخص مکلف به طرح دعوي است اين قيد هم مفهوم مخالف ندارد و اين استنباط از ماده 156 صحيح نيست . شخص بعد از ارسال اظهارنامه بازهم حق اقامه دعوي دارد ولي ملزم به طرح دعوي نيست . لذا به غير از مواردي که قانون ارسال اظهارنامه را اجباري کرده است در ساير موارد شخص مدعي حق ؛ مختار در ارسال اظهارنامه است .

 

موارد استفاده از اظهارنامه : در موارديکه تصور شود ؛ طرف مقابل با ارسال اظهارنامه نسبت به ادعاي حق ما اقدام مي کند .

موارديکه زن ميتواند حسب مورد از دادگاه تقاضاي صدور اجازه طلاق نمايد بدين شرح است


موارديکه زن ميتواند حسب مورد از دادگاه تقاضاي صدور اجازه طلاق نمايد بدين شرح است :



لازم به توضيح است که شروط 12 گانه بايد به امضاي طرفين (زوج-زوجه)برسد تا معتبر تلقي شود

 

1- استنکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت 6ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تاديه نفقه و همچنين در مورديکه شوهر ساير حقوق واجبه زن رابمدت 6 ماه وفا نکند و اجبار او به ايفا هم ممکن نباشد

 

2 سوء رفتار و يا سوء معاشرت زوج به حدي که ادامه زندگي را براي زوجه غير قابل تحمل نمايد

 

3 ابتلاء زوج به امراض صعب العلاج به نحوي که دوام زناشويي براي زوجه مخاطره آميز باشد

 

4 جنون زوج در موارديکه فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد

 

5- عدم رعايت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلي که طبق نظر دادگاه منافي با مصالح خانوادگي و حيثيت زوجه باشد

 

6 محکوميت شوهر به حکم قطعي به مجازات 5 سال حبس يا بيشتر و يا به جزاي نقدي که بر اثر عجز از پرداخت منجر به 5 سال بازداشت شود يا به حبس و جزاي نقدي که مجموعا منتهي به  5 سال يا بيشتر بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد

 

7 ابتلاء زوج به هرگونه اعتياد مضري که به تشخيص دادگاه به اساس زندگي خانوادگي خلل آورد و ادامه زندگي براي زوجه دشوار باشد

 

8 زوچ زندگي خانوادگي را بدون عذر موجه ترک کند تشخيص  ترک زندگي خانوادگي و تشخيص عذر موجه با دادگاه است  و يا شش ماه متوالي بدون عذر موجه از نظر دادگاه غيبت نمايد

 

9 محکوميت قطعي زوج در اثر ارتکاب جرم و اجراء هر گونه مجازات اعم از حد و تعزير در اثر ارتکاب جرمي که مغايرت با حيثيت خانوادگي و شئون زوجه باشد . تشخيص اينکه مجازات مغاير با حيثيت و شئون خانوادگي است با توجه به وضع و موقعيت زوجه و موازين ديگر با دادگاه است .

 

10- در صورتيکه پس از گذشت 5 سال زوجه از شوهر خود به جهت عقيم بودن و يا عوارض جسمي ديگر زوج صاحب فرزند نشود

 

11 در صورتيکه زوج مفقودالاثر شود وظرف 6 ماه پس از مراجعه به دادگاه پيدا نشود

 

12 زوج همسر ديگري بدون رضايت زوجه اختيار کند يا به تشخيص دادگاه نسبت به همسران خود اجراي عدالت ننمايد .